در تهران قدیمِ دوره قاجار عده ای از ساکنان را عقیده بر این بوده که گاه و بیگاه و در مواقع معینی در حمام ها اجنه رفت و آمد می کنند و به همین جهت تحت تأثیر همین عقیده و اعتقادات افرادی که سخت پای بند به این عقیده ها بودند با احتیاط قدم به صحن حمام و خزینه حمام می گذاشتند چنانچه ناصر نجمی در این باره مینویسد: افرادی که قصد رفتن به حمام داشتن مخصوصاً شب ها خیلی با وهم و بیم در حمام وارد شده و خود را شستشو می کردند، می گویند مظفرالدین شاه که او هم از کسانی بوده که این اعتقاد بر مزاجش مسلط بوده هر وقت می خواست وارد حمام و خزینه شود قبلا امیر بهادر جنگ وزیر دربار خود را به حمام می فرستاد تا با ذکر و اوراد و ادعیه مخصوص، اجنه را از آنجا دور نماید و نیز عقیده جمعی دیگر بر این بوده که اجنه گاهی برای فریب و اغفال مردم و کشاندن آن ها به حمام زودتر از موعد مقرر در بوق های حمام می دمند. به هر حال عده ای از مردم برای رفع و دور کردن اجنه به بعضی عوامل دیگر متوسل می شدند از جمله به (جام چهل کلید)، و این جام چهل کلید از برنج ساخته شده و دسته ای داشت که آن را سوراخ می کردند و بر چهل پاره برنج یا مس، کلام آسمانی (بسم الله الرحمن الرحیم) را کنده کاری می نمودند و آن را به دسته سوراخ شده جام می بستند، ضمناً آیة الکرسی را به خط خوش بر روی جام می کندند.
در این باره نقل شده است: شخصی در تهران زندگی می کرد به نام حاجی صد تومانی که معروف بود همیشه مبلغ صد تومان در صندوق خود داشت، این حاجی یک روز با جام چهل کلیدش به حمام رفت و اتفاقاً چون دیروقت بود حمام کمی تاریک و وهم انگیز بود حاجی که شخصی متدین بود جام به دست یکسر رفت توی خزینه که برخلاف همیشه شلوغ بود، می خواست از خزینه درآید که در آن نور ضعیف چراغ موشی، چهره هایی را دید که با اینکه آن ها هم مشتریان دیگر حمام بودند به نظرش اشباح و اجنه می نمودند، مشتریان که متوجه وحشت و هراس حاجی شده بودند بر آن شدند که او را بیشتر بترسانند و با ناراحتی و نگرانی وی تفریح کنند و به خنده درآیند. آن ها به این قصد ناگهان به رقصیدن پرداختند و از حاجی وحشت زده خواستند که جام را به آنان بدهد، حاجی صد تومانی دو دستی جام را چسبیده بود که مبادا اجنه آن را از دستش بربایند، از اطراف (سم داران تخیلی) با یکدیگر همصدایی کرده و فریاد می زدند جامو بده برقصیم، حاجی که سخت ترسیده و وحشت زده بود هم آهنگ با اجنه می رقصید و می خواند، جام به دست می رقصم(!). و این شوخی آنقدر ادامه یافت که بیچاره حاجی صدتومانی از حال رفت وپس از بهوش آمدن حاجی با عجله و شتاب از حمام خارج شده و تصمیم گرفت دیگر به این حمام نرود.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۵۹
کد مطلب: ۲۱۱۲۷۷
قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: یکی از ویژگی های منحصر به فرد حمام های قدیم ایران بی شک داستان ها و ماجراهایی بوده است که در خلال آن بوجود می آمده و در میان مردم شایع میشده است، به نحوی که ماجرای جام چهل کلید و حاجی صد تومانی یکی از آن ها بوده که روزگاری نه چندان دور نقل محافل مردم پایتخت بوده است.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما